می خواهی کاری کنی ؟

مگر می توانی

چه کسی می تواند مرگ را از نفس بیاندازد

و ساعت های شنی را وارونه کند

دستت را که از شانه ام برداری

این سد خواهد شکست

و سیل شهر را در فراموشی دفن خواهد کرد

یک نفر زیر آب ها نفس می کشد

برایش مادری کن

آغوش تو جنگ را متوقف می کند

اگر می خواهی کاری کنی

با خدا حرف بزن

بگذارد دنیا چند هزار سال بخوابد

بیدار هم نشدیم فدای سرش

بعدِ بیداری / اگر شد /

بگو آخرین درختی که من کاشته ام را

بارور کند

دیگر هیچ کودکی گرسنه نخواهد ماند

و هیچ گوری

دهانش را برای بلعیدن های بی پایان

نخواهد گشود

بگذار دنیا هزارسال بخوابد

کند ,بخوابد ,نخواهد ,خواهی ,ام ,های ,کاری کنی ,می خواهی ,خواهی کاری ,فدای سرش ,سرش بعدِ

مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

حقوق بین الملل lautumbdachel nyloorayaneh aryaheatsink mohsan93 آشپزی ایرانی بیمه درمان شهر سوال بر بال اندیشه ها امیرحسین عمرانی مبلمان اداری و تجهیزات اداری